تفریحی

متن مرتبط با «شوکولات» در سایت تفریحی نوشته شده است

شوکولات...

  • نیلوبلاگ

    با یه شوکولات شروع شد. من یه شوکولات گذاشتم تو دستش ، اونم یه شوکولات گذاشت تو دستم. من یه بچه بودم ، اونم یه بچه بود. من سرمو بالا کردم ، اونم سرشو بالا کرد.  گفت : دوستیم؟ گفتم : دوستِ دوست. گفت: تا کجا؟ گفتم : دوستی که تا نداره.  گفت: تا مرگ. خندیدم و گفتم : من که گفتم تا نداره.  گفت: باشه. تا پس از مرگ. گفتم : نه، تا نداره. گفت : قبول، تا اونجا که همه دوباره زنده میشن. یعنی تا زندگی بعد از مرگ، باز هم با هم دوستیم. تا بهشت . تا جهنم. تا هرجا که باشه من و تو با هم دوستیم.خندیدم. گفتم : تو براش تا هر کجا که دلت می خواد تا بذار. اما من تا نمی ذارم. دوستی تا نداره. نگام کرد. نگاش کردم. باور نمیکرد. می دونستم. اون می خواست حتما دوستیمون تا داشته...

    ادامه مطلب